لجوج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ) [ ع. ] (ص.) بسیار لج باز و یک دنده.مترادفها و واژههای مرتبطتخس، جسور، خودراءی، خودسر، خودکامه، خیرهسر، زکاره، ستیزهجو، ستیزهکار، ستیهنده، کلهشق، گستاخ، مستبد، معاند، یکدندهواژه قبلی: لجهواژه بعدی: لجین