لجون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لجون . [ ل ُ ] (ع مص ) سرکش گردیدن ناقه . لَجان . ◄ گران رفتن ناقه . (منتهی الارب ). گران رو شدن شتر. (تاج المصادر).
لجون . [ ل َ ] (ع ص ) شتر سرکش گران رفتار. (مذکر و مؤنث در وی یکسان است ). (منتهی الارب ). استر گران رو. (مهذب الاسماء).
لجون . [ ل َج ْ جو ] (اِخ ) نام شهری به اردن، میان آن و طبریه بیست میل و به رمله ٔ شهر فلسطین چهل میل است . بدانجا صخره ٔ گردی است در وسط شهر و برآن قبتی است که برخی گمان برند مسجد ابراهیم باشد وزیر قبّه چشمه ای است بسیارآب ... (معجم البلدان ). ازبلاد شام و مسجد حضرت ابراهیم بدانجاست . (سمعانی ).