لحظه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ ظَ یا ظِ) [ ع. لحظه ] (اِ.) ۱- یک چشم به هم زدن. ۲- یک دم. ج. لحظات.مترادفها و واژههای مرتبطآن، ثانیه، حین، دقیقه، دم، لمحه، نفس، وقت، وهلهواژه قبلی: لحظواژه بعدی: لحق