لحمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لحمان . [ ل ُ ] (ع اِ) ج ِلحم . (منتهی الارب ): قال الشیخ نجیب الدین الحبوب اسهل استمراءً و هضماً من اللحمان . (از بحر الجواهر).
لحمان . [ ل َ ] (اِخ ) (به معنی خوردنیها) نام شهری از یهودا (یوشع ١٥:٤) و همان لحم است که بمسافت دو میل و نیم به جنوب بیت جبرین واقع است . (قاموس کتاب مقدس ).