واژه جو

لحو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لحو. [ ل َح ْوْ ] (ع مص ) دشنام دادن . (منتهی الارب ). ◄ زشت گردانیدن . (منتخب اللغات ). ◄ پوست باز کردن از درخت . (منتهی الارب ). پوست از چوب باز کردن . (تاج المصادر) (زوزنی ). پوست باز کردن . ◄ دور کردن چیزی از چیزی . (آنندراج ).

معنی لحو | واژه جو