لخمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لخمی . [ ل َ ] (اِخ ) الشاطبی . رجوع به الشاطبی ابراهیم شود. (معجم المطبوعات ج ٢).
لخمی . [ ل َ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن الانجب . از مشاهیر فقهای مالکی و از بزرگان ادبا و شعراست . اصلاً از مردم بیت المقدس و پرورش یافته ٔ اسکندریه است و در مصر به تدریس اشتغال میورزیده و بسال ٦١١ هجری درگذشته است . (قاموس الاعلام ترکی ).
لخمی . [ ل َ ] (اِخ ) او راست تفسیر.