لذت بردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لذت بردن . [ ل َذْ ذَ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) درک خوشی کردن . مزه یافتن . رجوع به کلمه ٔ لذت و شواهد آن شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
بهره بردن، برخوردار شدن، کام گرفتن بهدهان مزه کردن، مزه کردن رغبت داشتن، دوست داشتن، خوش بودن اسراف کردن، پرخوری کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
شادی کردن، خوشی کردن، خوشی بردن، خوشگذرانی، خوش مزه یافتن، خوش بودن