لرزانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لرزانی . [ ل َ ] (حامص ) عمل لرزان . حالت و چگونگی لرزان . در حالت لرز و لرزیدن . لرزندگی : بزرگ امید خردامید گشته به لرزانی چو برگ بید گشته . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لرزانی . [ ل َ ] (حامص ) عمل لرزان . حالت و چگونگی لرزان . در حالت لرز و لرزیدن . لرزندگی : بزرگ امید خردامید گشته به لرزانی چو برگ بید گشته . نظامی .