لرزان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ) (ق.) لرزنده، در حال لرزیدن.مترادفها و واژههای مرتبطلرزنده، لغزان، مرتعشواژه قبلی: لرز کردنواژه بعدی: لرزاندن