لر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لر. [ ل ُ] (اِخ ) تیره ای از ایل نفر (از ایلات خمسه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص ٨٧). رجوع به ایل نفر شود.
لر. [ ل ُ ] (اِخ ) نام یکی از خاندانهای ساکن مزنگ (نوکنده )به طبرستان . (سفرنامه ٔ رابینو ص ٦٦ بخش انگلیسی ).
لر. [ ل ِ ] (اِخ ) نام رودی در فرانسه که بحوضه ٔ آرکاشن ریزد و در ازای آن هشتاد هزارگز باشد.