واژه جو

لسد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لسد. [ ل َس َ / ل َ ] (ع مص ) مکیدن بچه همه ٔ شیر مادر را. (منتهی الارب ). شیر مکیدن بچه . (منتخب اللغات ). شیر خوردن آهوبره از مادر. ◄ لیسیدن انگبین . (تاج المصادر). لیسیدن عسل . (منتخب اللغات ) (منتهی الارب ). ◄ به زبان لیسیدن آوند. (منتهی الارب ).

معنی لسد | واژه جو