لسع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- گزیدن (مار و عقرب و غیره). ۲- اذیت کردن کسی را به زبان.واژه قبلی: لستواژه بعدی: لسن