واژه جو

لشکرداری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لشکرداری . [ ل َ ک َ ] (حامص مرکب ) عمل لشکردار. نگاه داشتن لشکر. نگهداری لشکر : و قاعده ای نهاد در آیین پادشاهی و لشکرداری و عدل میان جهانیان . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٨٨).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی لشکرداری | واژه جو