واژه جو

لصوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لصوق . [ ل ُ ] (ع مص ) برچفسیدن . (منتهی الارب ). لزوب . دوسیده شدن . (تاج المصادر) (زوزنی ). چسبیدن . چسبندگی . لزوق .

معنی لصوق | واژه جو