واژه جو

لص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لص . [ ل ُص ص / ل ِص ص / ل َص ص ] (ع ص، اِ) دزد (اصمعی گوید: به ضم اوّل اصح است ). ج، لصوص، لصاص . (منتهی الارب ). سارق . ◄ قاتل . مردم کش . (دزی ).

لص . [ ل َص ص ] (ع مص ) در پرده کردن چیزی را. ◄ بستن در را. بر هم داشتن در را. (منتهی الارب ). پیش کردن در را.

معنی لص | واژه جو