لطمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ مِ) [ ع. لطمه ] (اِ.)۱ - صدمه. ۲- سیلی، تپانچه. ۳- آسیب. ج. لطمات.مترادفها و واژههای مرتبطآسیب، صدمه، گزند، مضرتشوک، ضربهخسارت، خسران، زیانواژه قبلی: لطماتواژه بعدی: لطمه خوردن