واژه جو

لعابدار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لعابدار. [ ل ُ ] (نف مرکب ) دارای لعاب . مواد و دانه هایی دارای چسبندگی پس از تر نهادن، چون : اسفرزه و قدومة و بارهنگ و سپستان و به دانه و صمغها و جز آن .

معنی لعابدار | واژه جو