لعاب
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(لَ عّ) [ ع. ] (ص.) بازیگر، بازیکن.
(لُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آب دهن، هر آبی که اندکی غلیظ و چسبنده باشد. ۲- روکش مخصوصی که روی سفال و کاشی و مانند آن میکشند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(لَ عّ) [ ع. ] (ص.) بازیگر، بازیکن.
(لُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- آب دهن، هر آبی که اندکی غلیظ و چسبنده باشد. ۲- روکش مخصوصی که روی سفال و کاشی و مانند آن میکشند.