لعاع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لُ) [ ع. ] (اِ.) گیاه نورسته، علف تازه روییده.واژه قبلی: لعاب دارواژه بعدی: لعان