لعبت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لُ بَ) [ ع. لعبه ] (اِ.) ۱- بازیچه، هر آن چیزی که با آن بازی کنند، عروسک. ۲- معشوق، بُت، دلبر.مترادفها و واژههای مرتبطبازیچه، عروسکنیکوزیباواژه قبلی: لعبواژه بعدی: لعبت باز