لعنت کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانپشولیدن، نکوهش، نفرین کردن، نفرین، نفریدنواژه قبلی: لعنتواژه بعدی: لعنتکننده