لغوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ یا لُ) [ ع. ] (اِمص.) رنجوری، ماندگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ) [ ع. ] (ص.) مرد سست و گول.
(لَ یا لُ) [ ع. ] (اِمص.) رنجوری، ماندگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لغوب . [ ل ُ / ل َ ] (ع مص ) سخت مانده گردیدن . لغب . (منتهی الارب ). مانده شدن . (ترجمان القرآن جرجانی ) (تاج المصادر) (زوزنی ). ماندگی . مانده و رنجه شدن . رنجوری . (غیاث ). اِعْیاء. تعب : این چنین فکر دقیق و رای خوب تو چنین عریان پیاده در لغوب . مولوی .
لغوب . [ ل َ ] (ع ص ) مرد سست و گول . (منتهی الارب ).