لف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ فّ) [ ع. ] (مص م.)پیچیدن، درنوردیدن.واژه قبلی: لغیطواژه بعدی: لف لف خوردن