لقاح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ) [ ع. ] (مص ل.) آبستن شدن، بارور شدن.(لِ) [ ع. ] (اِ.) آب نر، منی.مترادفها و واژههای مرتبطباروریبارورسازی، تلقیح، گشنسازیواژه قبلی: لقاءواژه بعدی: لقاطه