لما
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لما. [ ] (اِخ ) دهی به پنج فرسنگی شمال درّاهان .
لما. [ ل َ ] (اِ) دوائی است که آن را عنب الثعلب گویند. خوردن آن قطع احتلام کند. (برهان ). سگ انگور. تاج ریزی .
لما. [ ل َم ْ ما ] (ع ق ) هرگاه . (غیاث ). مگر. چون . (آنندراج ). هنوز. (ترجمان القرآن جرجانی ). ◄ یکی از حروف جازمه ٔ نافیه ٔ استغراقیه . (غیاث ).