واژه جو

لمباندن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لمباندن . [ ل ُ دَ ] (مص ) لُنْباندن . چیزی نرم مانند پلو و نان را با لقمه ٔ بزرگ نیم جویده فرودادن .

معنی لمباندن | واژه جو