لمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لمر. [ ل َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان هزارجریب بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری، واقع در ٥٤هزارگزی شمال خاوری کیاسر. کوهستانی، جنگلی، معتدل، مرطوب و مالاریائی و دارای ١٥٠ تن سکنه . آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات، ارزن، لبنیات و عسل . شغل اهالی زراعت و مختصر گله داری و صنایع دستی زنان شال و کرباس بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
لمر. [ ل ُ م ِ ] (اِخ ) نیکلا اِلوا. فیلسوف فرانسوی (١٧٦٧-١٨٣٢ م .).
لمر. [ ل ُ م ِ ] (اِخ ) فیلیپ ژزف هانری . مجسمه ساز و حجار فرانسوی، مولد والانسین (١٧٩٨-١٨٨٠ م .).