لمزان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لمزان . [ ل ِ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای ششگانه ٔ بخش بستک شهرستان لار، واقع در جنوب خاوری بخش و دامنه ٔ جنوبی کوه ببیان . جلگه است و رود شور مهران از وسط آن جاری است . هوای آن گرم و خشک و آب مشروب از باران و آبیاری زراعت دهستان از چاه و چشمه است . محصولات آنجا غلات، خرما، تنباکو و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . این دهستان از شش آبادی تشکیل شده و نفوس آن در حدود دوهزار و مرکز دهستان قریه ٔ لمزان و آبادیهای مهم آن انجیره و یدل است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
لمزان . [ ل ِ م َ ] (اِخ ) نام دهی مرکز دهستان لمزان بخش بستک شهرستان لار، واقع در٧٢هزارگزی جنوب خاوری بستک، کنار راه شوسه ٔ بستک به بندرلنگه . جلگه، گرمسیر و مالاریائی و دارای ٦٣١ تن سکنه . آب آن از چشمه . محصولات آنجا غلات و تنباکو. شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
لمزان . [ ل َ م َ ] (اِخ ) (رودخانه ٔ...) نامی که به قسمی از رودخانه ٔ اسیر دهند، بدین ترتیب که رودخانه ٔ اسیر که آبی شور دارد چون به صحرای گله دار رسد آن را رود شور گله دار نامند... و چون به قریه ٔ کمشک رسد رودخانه ٔ کمشک نامیده می شود و چون به قریه ٔ هرنگ جهانگیریه رسد آن را رودخانه ٔ شور هرنگ گویند و باز چون ده فرسخ بیشتر روی به مشرق رود و به قریه ٔ لمزان جهانگیریه رسد آن را رودخانه ٔ لمزان گویند، و آنگاه ده فرسنگ دیگر به سوی جنوب رود و در یک فرسنگی شرقی بندر کنگ از توابع بندرلنگه داخل خلیج فارس گردد. (از فارسنامه ٔ ناصری ).