لمس کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانبسودن، بساویدن، پرماسیدنمترادفها و واژههای مرتبطبسودن، دستمالیدن، سودنواژه قبلی: لمسواژه بعدی: لمس کننده