لمسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لمسی . [ ل َ ] (حامص ) قابلیت ارتجاع . حالت و چگونگی آنچه خم و راست تواند شد بی شکستن . ◄ فالج .
فرهنگ طیفی واژهدان
لامسه محسوس، ملموس، چگال دستی، یدی، بازویی راستدست، چپدست مماس، مجاور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لمسی . [ ل َ ] (حامص ) قابلیت ارتجاع . حالت و چگونگی آنچه خم و راست تواند شد بی شکستن . ◄ فالج .
فرهنگ طیفی واژهدان
لامسه محسوس، ملموس، چگال دستی، یدی، بازویی راستدست، چپدست مماس، مجاور