لند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لُ) (اِ.) سخن گفتن زیر لب از روی خشم و اوقات تلخی.(لَ) (اِ.) ۱- پسر. ۲- آلت تناسل مرد.واژه قبلی: لنجیدنواژه بعدی: لندره