لنگ انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لُ. اَ تَ)(مص م.)۱ - جدا کردن دو کشتی گیر در گود زورخانه با انداختن لنگ میان گود توسط مرشد.<BR>۲- کنایه از: اظهار فروتنی کردن و تسلیم شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لُ. اَ تَ)(مص م.)۱ - جدا کردن دو کشتی گیر در گود زورخانه با انداختن لنگ میان گود توسط مرشد. ۲- کنایه از: اظهار فروتنی کردن و تسلیم شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنگ انداختن . [ ل ُ اَ ت َ ] (مص مرکب ) عملی که مرشد در گود زورخانه کند جدا کردن دو کشتی گیر را ازیکدیگر و این کلمه از گود زورخانه باب و متداول شده است، و آن چنان است که مرشد از جایگاه خویش لنگی گرد کند و بر سر دو کشتی گیر که گرم کشش و کوشش اند اندازد جدا کردن آن دو را به خوشی . ◄ توسعاً به آشتی خواندن دو خصم . میانجی شدن . واسطه ٔ ترک خصومت گردیدن . میانجی آشتی شدن . ◄ در اصطلاح امروز، سپر انداختن . اظهار انقیاد کردن . تسلیم شدن .