لنگ خاکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنگ خاکی . [ ل ِ ] (اِ مرکب ) حریف را به خاک انداخته پا بر پشتش زدن . (غیاث ) : همچو نقش قدمش خوش بنوازی چالاک لنگ خاکی که دگر غیر نخیزد از خاک . میرنجات (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنگ خاکی . [ ل ِ ] (اِ مرکب ) حریف را به خاک انداخته پا بر پشتش زدن . (غیاث ) : همچو نقش قدمش خوش بنوازی چالاک لنگ خاکی که دگر غیر نخیزد از خاک . میرنجات (از آنندراج ).