واژه جو

لنگ شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لنگ شدن . [ ل َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) از یک پای عاجز شدن . شل شدن . در پای کوتاهی یا شکستگی یافتن . اقعاد. (منتهی الارب ). ◄ لنگ شدن کاری ؛ تعطیل شدن آن . به علتی معوق و معطل ماندن آن . متوقف ماندن آن . - لنگ شدن کاروان یا قافله ؛ اقامت کردن آن در منزلی .

معنی لنگ شدن | واژه جو