لنگ و لوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ گُ) (ص مر.) آن که پا و دستش معیوب باشد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ گُ) (ص مر.) آن که پا و دستش معیوب باشد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنگ و لوک . [ ل َ گ ُ ] (ص مرکب، از اتباع ) لنگ آن است که پای او معیوب باشد و لوک آنکه بهر دو کف دست و زانو راه رود. (حاشیه ٔ مثنوی ) : در چنین بند لنگ مانده و لوک در چنین سمج کور گشته و کر. مسعودسعد. با سر پوشیدگان درگاه، درکله مصاف پیوستن کار لنگان و لوکان و بی فرهنگان است . (مقامات حمیدی ). خمخانه ٔ خر سرای خر پیر نه راه بری نه بار برگیر زین لاشه و لنگ و لوک پیری از دم تا گوش مکر و تزویر. سوزنی . لنگ و لوک و چفته شکل و بی ادب سوی او می غیژ و او را می طلب . مولوی .