لنگ کمر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنگ کمر. [ ل ِ ک َ م َ ] (اِ مرکب ) نام فنی از فنون کشتی که پای خود را در پای حریف بند کردن و زور بر کمرش آوردن است تا بر زمین افتد و با لفظ خوردن به معنی رسیدن زور و صدمه بر کمر و با لفظ زدن به معنی رسانیدن مستعمل است . (آنندراج ) : همه افتاده ٔ اطوار توایم ای سرور میزند طور تو بر کوه و کمر لنگ کمر. میرنجات . شیطان نشداز تو گرچه مدبر لنگ کمری و سازد آخر. درویش واله هروی . افتاد ز صلب پاک اطفال زآن لنگ کمر بسی در اضلال . درویش واله هروی . گر شوکت بی ستون و گر الوند است لنگ کمری ز کوه تمکین تو خورد. محسن تأثیر.