لنگر انداختن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. اَ تَ) [ یو - فا. ] (مص ل.) ۱- توقف کردن کشتی بندر. ۲- کنایه از: ماندن زیاد در جایی.واژه قبلی: لنگرواژه بعدی: لنگر نگاه داشتن