لنگرگاه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) [ یو - فا. ] (اِمر.) جای توقف کشتی در بندر.مترادفها و واژههای مرتبطاسکله، بارانداز، بستنگاه، بندر، بندرگاهواژه قبلی: لنگر نگاه داشتنواژه بعدی: لنگری