لنگه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لِ گِ) (اِ) ۱- یکی از دو قسمت بار، عدل، تاجه. ۲- فرد، نقیض جفت. ۳- یکی از دو قسمت در، لت، لخت، مصراع. ۴- عدیل، نظیر.(لَ گِ یا گَ) (اِ.) = لنگ: آلت تناسل.مترادفها و واژههای مرتبطعدلنصفخروارهالهواژه قبلی: لنگریواژه بعدی: لنگه به لنگه