لهد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لهد. [ ل َ ] (ع ص ) مرد گران سنگ و ناکس کندخاطر افسرده درون بددل . ◄ (اِ) شکافتگی سینه ٔ شتر از آسیب و مانند آن . ◄ آماس چنبر ستور. ◄ بیمارئی است در پای و ران مردم شبیه شکافتگی و کفتگی . ◄ گرانی بار. (منتهی الارب ). ◄ (مص ) گران کردن بار کسی . (تاج المصادر). گرانبار کردن کسی را. (منتهی الارب ). گران شدن بار چیزی . (منتخب اللغات ). گران شدن بار بر آبستن . (زوزنی ). ◄ در سختی و تعب انداختن ستور را. (منتهی الارب ). لاغر کردن چارپا. (منتخب اللغات ). ◄ به کار کشت داشتن ستور را. ◄ خوردن یا لیسیدن چیزی را. ◄ در بن پستان و بیخ شانه ٔ کسی زدن . ◄ درخستن به دست . ◄ سپوختن به خواری . (منتهی الارب ). ◄ دفع کردن . (منتخب اللغات ).