لهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.) موج آب، موج دریا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ هَ) (اِ.) ۱- شراب خانه، میخانه. ۲- فاحشه خانه.
(~.) (اِ.) موج آب، موج دریا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لهر. [ ل َ هََ ] (اِ) میخانه و شراب خانه را گویند. (برهان ). شرابخانه باشد، زیرا له شراب باشد. میکده . ◄ قحبه خانه . (جهانگیری ) (برهان ). صاحب انجمن آرا گوید: ... و به معنی قحبه خانه گفته اند و معنی اول (شرابخانه ) اصحست . (انجمن آرا). ◄ به زبان هندی موج آب باشد. (برهان ). ◄ چاقی بی اندازه و گوشت پوک و خالی و پر از باد را گویند (در تداول عامه ٔ خراسان ). کف (در تداول مردم قزوین ).
لهر. [ل ِ هَِ ] (اِخ ) ده کوچکی از دهستان دلارستاق بخش لاریجان شهرستان آمل، واقع در ٢٥هزارگزی شمال رینه . دارای ٢٠ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).