لهموم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لهموم . [ ل ُ ] (ع ص، اِ) ناقه ٔ بسیارشیر. اشتر بسیارشیر. ◄ زخم فراخ و فی بعض النسخ، و الخرج الواسع؛ یعنی خرجین فراخ . ◄ شرم زن . ◄ ابر بزرگ قطره . ◄ عدد بسیار. ◄ لشکر گران . ◄ مرد بسیار خیر و نیکوئی . (منتهی الارب ). ج، لهامیم .