لهور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لهور. [ ل َ ] (اِخ ) لاهور. لاوهور. لوهر. لهاوور. لهاور. نام شهری است [ به هندوستان ] با ناحیت بسیار و سلطانش از دست امیر ملتان است و اندر او بازارها و بتخانه هاست و اندر او درخت چلغوزه و بادام و جوز هندی بسیار است و همه بت پرستند و اندر وی هیچ مسلمان نیست . (حدود العالم ). و رجوع به لاهور و لاوهور و لوهر شود.
لهور. [ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند واقع در ٩٢هزارگزی جنوب باختری شوسف و ٢٦هزارگزی جنوب میغان . کوهستانی و گرمسیر. دارای ١٤ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . در بهار مالداران به این ده می آیند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).