لهو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لهو. [ ل َ ] (هندی، اِ) اسم هندی خون است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
لهو. [ ل َ هَُ وو ] (ع ص ) رجل ٌ لهو؛ مرد بازنده . مرد بسیار غفلت کننده و اعراض نماینده . (منتهی الارب ). مرد بسیار بازی و غفلت . (مهذب الاسماء).
لهو. [ ل َهَْ وْ ](ع مص ) بازی کردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر) (زوزنی ). ◄ انس گرفتن زن به سخن کسی و به شگفت آمدن وی . ◄ جماع کردن . (منتهی الارب ).