له/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لِ) (ص.) کوبیده و نرم شده.(لَ) (اِ.) شراب، باده انگوری.(~.) [ ع. ] (ق.) برای او، به نفع او.بیشترمترادفها و واژههای مرتبطآبگز، فاسد، لهیدهپاشیده، خرد، شکسته، کوبیده، کوفتهمضمحلواژه قبلی: لنینیسمواژه بعدی: له شدن