لواف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لواف . [ ل َوْ وا ] (ع ص ) گستردنی زلیه ساز. (منتهی الارب ). لباف (در تداول عامه ٔ فارسی زبانان ). جوال باف . پاتاوه باف . پلاس باف . (مهذب الاسماء) (ملخص اللغات حسن خطیب ). پای تابه فروش . (مهذب الاسماء). صاحب آنندراج گوید: کسی که ریسمان و جدار (؟) و کره (؟) و غیره سازد و این عربی است و به فارسی شالنگی و در هندوستان شلنگی گویند : من عاشق خسته ٔ مستمند ز لواف افتاده ام در کمند زمویی که او ریسمان بافته رگم را به تار غمش تافته . میرزا طاهر وحید (از آنندراج ).