لوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوت . (اِ) محل بی آب و علف را گویند.
لوت . (اِخ ) (کویر...) نام کویری واقع در شمال کرمان و جنوب شرقی کویر نمک و سیصد گز پست تر از آن و آن بیابانی است خشک و هیچ اثر آب در آن دیده نشود و دربدی وضع و هولناکی شهره است، معذلک ایلات مختلف و ساربانها از آنجا بگذرند و راههای زمستانی قافله در کویر باشد و شب هنگام در آن حرکت کنند و روزها شتران به چرا بازدارند. طول این کویر ١١٠٠ هزار گز است، ولی نباید پنداشت که تمام قسمتهای آن یکسان و موسوم به کویر لوت میباشد، بلکه مرکب است از کویرهایی کوچک شبیه به هم ولی جدا از یکدیگر. ارتفاع متوسط آن ٦٠٠ گزو پست ترین نقاطش در نزدیکی خبیص سیصد گز است . در ناحیه ٔ کویر آب بسیار کم است . قنوات و چشمه ها به غایت کم آب و اغلب شور میباشد. یکی از مسافرین مشهور موسوم به خانیکف راجع به کویر چنین مینویسد: بسیار مشعوفم که به سلامت از سخت ترین کویرها گذشتم، زیرا کویرهای گبی و قزل روم در مقابل کویر لوت دشت حاصلخیزی به شمارمی آید... رجوع به جغرافیای طبیعی کیهان ص ١١٩ شود.
لوت . [ ل َ ] (ع مص ) خبر دادن از آنچه پرسند کسی را. ◄ نهان داشتن خبر را. (منتهی الارب ). ◄ بازداشتن . ◄ بگردانیدن . (زوزنی ).