واژه جو

لوح تعلیم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لوح تعلیم . [ ل َ / لُو ح ِ ت َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تخته ٔ تعلیم . (آنندراج ) : ز خط سبزه خاکش لوح تعلیم کشیده جوی آبش جدول از سیم . جامی . تا نیابم در سخن میدان نمی آیم به حرف همچو طوطی لوح تعلیم است همواری مرا. صائب . و رجوع به لَوح شود.

معنی لوح تعلیم | واژه جو