لوح مرقد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوح مرقد. [ ل َ / لُو ح ِ م َ ق َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لوح تربت . لوح مزار. لوح قبر : حرام باد بر آن کوهکن شهادت عشق که لوح مرقدش از سنگ بیستون نکنند. محسن تأثیر.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوح مرقد. [ ل َ / لُو ح ِ م َ ق َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لوح تربت . لوح مزار. لوح قبر : حرام باد بر آن کوهکن شهادت عشق که لوح مرقدش از سنگ بیستون نکنند. محسن تأثیر.