لوح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(لَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- هرچه پهن باشد. ۲- تخته چوب و جز آن. ج. الواح.واژه قبلی: لوث کردنواژه بعدی: لوح ناخوانده